آرشیو
دوشنبه 11 مهر 1384
The Light Congress

امشب در حال رانندگی، کانال رادیو سوی (سوا) امارات رو گرفته بودم و یه ترانه عربی خیلی قشنگ رو گوش می دادم. چون دوست دارم با صدای بلند موسیقی گوش کنم شیشه های ماشین رو بالا کشیده بودم. وقتی رسیدم در خونه، آقای همسایه رو دیدم که در خونشون ایستاده بود. در ماشین رو که باز کردم ناخودآگاه صدای موسیقی پخش شد. آقای همسایه هم تا متوجه شد گفت : اهه! حاج آقا شما دیگه چرا؟ شما که حاجی شدی چرا از این چیزا گوش می دی؟!!! و ...

 بعد از برگشتنم از سفر حج مشابه این حرف رو جاهای دیگه از دوستان و آشنایان هم شنیده بودم. وقتی موهام رو اونطوری که می خوام مرتب میکنم،  یا پیرهن آستین کوتاه می پوشم، وقتی فیلم مورد علاقه ام رو می بینم، وقتی به پارک میرم تا قدم بزنم، حتی وقتی ساز می زنم! (که این آخری کفرم رو در میاره!) و ... البته اینا همشون شوخی هستند، اما همه شما می دونید که همچین شوخی هایی از چه جور فرهنگ و چه طرز تفکری نشات گرفته؟ به قول مریم نصف شوخی ها جدی هستند!

نمی دونم چه جوابی به آقای همسایه دادم اما الان که فکر می کنم از سادگیش خندم می گیره. همه ما یا ساده ایم یا خودمون رو به سادگی زدیم. این از تفکراتمون. اون از دینداری و حفظ دینمون، اون از عزاداریمون ... اسلام فقط محدودیت و موسیقی گوش نکردنه؟ یکی از دوستان متفکر می گفت ما ایرانیها کثرت ظاهری به دین داریم و ... پریدم توی حرفش و بهش اعتراض کردم. گفت توی همین عزاداری ایام محرم، بین همه اینایی که سینه و زنجیر و قمه می زنند چند نفر رو می تونی پیدا کنی که به دور از چاشنی تعصب و غیرت از فلسفه عاشورا و قیام امام حسین دفاع کنند؟ و صد البته یه سری شعارهای تکراری ندند! روی حرفش خیلی فکر کردم. عزاداری، قمه زنی، موسیقی ... امامزاده... کثرت ظاهری! من از یه منبع آگاه شنیدم که مقبره های مقدسی که توی ایران وجود داره، از لحاظ اعتبار فقط دو یا سه تاشون واقعی هستند. یکی مرقد مطهر امام رضا (ع) هست، یکی هم امامزاده شاه عبدالعظیم که از نوادگان آن حضرت هست و یکی دوتای دیگه که خاطرم نیست. حالا قضیه امامزاده سید سلطان محمد هرمزگان رو نمی گم که اگه بگم آبرومون می ره!

امشب توی تلویزیون ایران یه خبر پخش شد که می گفت ضریح جدید مقبره امام حسین (ع) رو که توی اصفهان ساخته شده امروز به عراق بردند و جایگزین ضریح قبلی کردند. کاش می دیدید که موقع حمل ضریح چه غلغله ای توی خیابونای اصفهان به پا شده بود! زن و مرد، پیر و جوون دوان دوان دنبال یک تکه آهن ... !!! من دینم رو، عقیده ام رو دوست دارم و موقع دیدن همچین صحنه هایی بد جوری دلم به حال خودم و این ملت رنج کشیده می سوزه. که هنوز هم دارند رنج می کشند ... از نداشته ها، و غم انگیزتر از ندانسته ها...

هیچوقت نخواهم گفت که بعضی از ایرانیها توی سفر حج، توی مدینه و قبرستان بقیع چه کارهایی می کردند! عجیب نیست که ملت اهل تسنن وهابی خون شیعه ها رو مباح می دونند!

بگذریم! ساعتها طول کشید تا این پست رو نوشتم و ده ها بار هم ویرایش کردم. خیلی حرف زدم. بیشتر پراکنده گویی شد. چون در نهایت نخواستم بحث رو باز کنم. برای اینکه ممکنه تعبیرها و برداشت های متفاوتی بشه و  اصلا برام خوشایند نیست که سوء تفاهم بزرگی که توی وبلاگ صبرا سر قضیه کیش به وجود اومد اینجا هم تکرار بشه! دیگه اینکه نمی خوام وبلاگ شخصی خودم رو تبدیل به تریبونی بکنم برای ابراز عقیده های گوناگون و ... اما به نظرم یک سری کلمات، تعاریف و هنجارها در جامعه ما هست که باید عوض بشه یا به کلی حذف بشه.

..............................................................................

اخبار وبلاگی:

وبلاگ بندری جدید، پیله. من همیشه خبر های داغ رو دوست دارم! آخ جون بازم تئاتر! اونایی که شبهای نمایش نیومدند شال و کلاه کنند. آبان ماه 84، حوزه هنری بندرعباس. بعضی ها هم از همین الان قرار هاشون رو با دوست دخترها و دوست پسرهاشون تنظیم می کنند! در ضمن نگذارید عکس های مرحوم گرمساری به این راحتی ... خودتون قضاوت کنید. باید دید قضیه چیه.

بحث جدید، شهردار! بعد از قضیه فرهنگسرا ( که هنوز هم بعضی ها تا اسمش فرهنگسرا میاد پشتشون می لرزه!) به مدت به هیچکس گیر نداده بودیم تنمون داره می خاره! الان هم نوبت شهردار شده گویا! امیر عزیز توی وبلاگش یه فراخوان داده. البته این بار به دلایل امنیتی فعلا پوستر موستر نداره! حتما شرکت کنید. من که دارم مقاله خودم رو می نویسم!

فتوبلاگ بندری جدید، کوتوک. حسن راستین، عکاس هرمزگانی، برگزیده جشنواره فرهنگی هنری دانش آموزان و مقام اول در مسابقه دوسالانه هنرستان های هنرهای زیبا در بخش عکس، فتوبلاگ خودش رو تاسیس کرد.

وبلاگ بندری جدید، انفرادی 08. توضیح خاصی نیست! بخونید.


تعداد بازدیدکنندگان : 316813


BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

دوستان