یک خبر داغ : در پی چاپ مقاله ای توهین آمیز در نشریه محلی "تمدن هرمزگان" که صاحب امتیاز آن آقای ... نماینده شهر بندرعباس هستند، اقشار و احزاب مختلف بندرعباس واکنش شدیدی نشان داده و امروز بعد از ظهر در بندرعباس به نشانه اعتراض تجمع کردند.
چند ساعت پس از انتشار این مقاله، که گویا از منبعی از اینترنت نقل و چاپ شده بود، تمامی کارکنان این نشریه بازداشت شده و به دنبال آن دفتر نشریه، واقع در محله شاه حسینی، توسط افرادی منتسب به انصار حزب الله آتش گرفت. یکی از کسانی که از نزدیک شاهد این ماجرا بود گفت: در بین معترضین، چند تن از طلبه های حوزه علمیه بندرعباس هم دیده می شد.
گفته می شود متن این مقاله که انقلاب اسلامی ایران را به بیماری ایدز، و برخی اصلاح طلبان و مسئولین کشور را به توسعه دهنده این بیماری! تشبیه کرده، شامل الفاظی توهین آمیز به شخصیت امام خمینی (ره) و روحانیت بوده است...
باز هم تنش، باز هم برخورد فیزیکی عقاید! و باز هم ... (می توانید جای خالی را به هر مقدار که خواستید پر کنید.)
بعد از به کرسی نشستن آقای احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری، اتفاقات زیادی در پشت پرده افتاد، از جمله اینکه بسیاری از عقاید و احزاب، وجودشان پر رنگ تر شد و ...
چرا تنش؟ آن هم به این صورت؟ بیایید یک بار دیگر حوادثی را که طی چند ساعت گذشته در بندرعباس به وقوع پیوست، مرور کنیم: انتخاب همچین مقاله ای و چاپ آن در نشریه، محکوم کردن این مقاله توسط شخص آقای ... نماینده مردم بندرعباس و صاحب امتیاز این نشریه ساعاتی بعد از انتشار مقاله، دستگیری کارکنان و به دنبال آن آتش گرفتن دفتر نشریه توسط افرادی خاص، و تظاهرات عده ای از مردم...
همان دوستی که از نزدیک شاهد ماجرا بوده می گفت: "اینطور به نظر می رسد که احتمالا پشت این قضیه مقاصد سیاسی نهفته است." خدا گفتم: خدا می داند، والا ما از سیاست بی خبریم و سیاست هم از ما بی خبر!
کسی چه می داند؟ به قول آن عزیز بزرگوار : عاقلان دانند!
قضاوت با خودتان...
...
ست پیشین را هم خواندم. بسیار دلنشین و تامل برانگیز... راستی عکس رو خودت گرفتی؟ اگه این طوره دست مریزاد... شاهکاره
مرگ برارتجاع
تو بگی از سیاست دوری، من دیگه چی بگم
vala che arz konam......
سلام ....عاقبت کپی کردن بدون خوندن همینه ! ...
یه چیز هم بگم میگن طرف داغه یه وره میره به قاضی..
از همه بیشتر از عکس العمل جناب دیرباز خوشم اومد که با نامردی تمام پشت همه ی عوامل رو خالی کرد.ولی فکر می کنم چه اعلامیه مبنی بر بی خبری داده باشه چه نه به هر حال از نظر قانونی تفویض اختیارات باعث سلب مسئولیت نمیشه! درضمن با سیاورشن موافقم.کسی که مطلب رو نمیخونه و میده برای چاپ باید هم انتظار همچین جریانی رو داشته باشه! ولی به خدا موندم این سردبیر اونجا چی کاره بوده؟! نقش کاهو رو هم ایفا نکرده برای بررسی مطلب!!! عجبا!!!
خانوم کاهوشناس!قابل توجه شما که مطبوعات چیزی به عنوان سردبیر ندارند!!!
منظورم از نوع بندریشه!
خانم کاهوشناس! فکر کنم با وضعیت این نشریه . سردبیر بیشتر خردبیر تشریف داشتند
سلام صادق جان.....
آقا معلم منتظرته زود بیا وگرنه غیبت می خوری....از این جریان که نوشتی خبر نداشتم خوب شد سند تو آل کردی...دستت درد نکنه.....
سلام
سیاست امروز در ایران ان قدر شورش رو در آورده که هر جایی بریم ما رو ول نمی کنه پس بهتره این سریش رو بهتر بشناسیم.به خصوص وبلاگ نویس ها که این آتیش از گور اون ها به پا شده.در نوشتن خبر اصول بی طرفی رعایت نشده مثلا امت یا ملت یا مردم به چند نفر می گن؟ منتصب هم درستش منتسب است
لینک داده شد.
آرام و دور از بلا باشید
هرای عزیز! من نتونستم با این جمله تون ارتباط برقرار کنم :به خصوص وبلاگ نویس ها که این آتیش از گور آنها بلند شده. خوب نباید یک بی تجربگی رو به همه وبلاگ نویس ها تعمیم داد ... بگذریم... من معتقدم حد و مرز ها باید مشخص بشه ... در ضمن بابت املای غلط اون کلمه معذرت می خوام، پیش میاد دیگه! ممنون بابت یاد آوری.
واااااااااااااا؟!!!!مگه میشه؟!!!!
به ته وبلاگم نگاهی بینداز و در دفترچه خاطرات امضایی از خودت بجا بذار خوشحالم میکنی
موید باشی
چی بگم والا....
راستی کسی می تونه بگه تو کدوم سایت میشه اصل مطلب را خواند ؟
می گن ایدز از ۳ طریق به جون ادم می افتد ؛ از طریق خون ؛ تزریق امپول لوده و یا رابطه جنسی .
حال جمهوری اسلامی و مقامات بلای ان از چه طریقی به این بیماری دچار ه اند
واللاه یعلمو !
از طریق تزریق امکان ندار ؛ چون انها دودی هسند تزریق نمی کنند ؛خون الوده هم که نمی خورند پس می ماند شک سوم که انواع مختلف ان در این حکوت رایج کرده اند ؛خیابانی ؛ خانگی ؛
دور حرمی ؛ سیغه ای
سلواتی ؛حوزه ای (این یکی هم قطب هستند۰) مشکل دیرباز و تمدنش این بود که چگونکی ابتلا شدن اقایان وجمهوری شان روشن نکرده بودن.
گناه ابدارچی ؛تایپیست نشریه و مردم هرمزگان چیست ؟که تمدنشان را هم با این کارها الوده می کنی .اگر حزب الله تظارات کرد دفتر روزنامه اتش زد به حساب مردم بندر عباس نگذاری چون ما هیچ حزبی نداریم. ما مشکلات زیادی داریم این یکی مال خودتان .
مردم غیر حزب الله
(۹۰در صد ) بندریون
salam bacheha hame chiz tooye webloge man hast dar movrede hadese be man ye sar bezanin mitoonin hame chizo befahmin ham aks ham nevshte ha ham maghale khodaneghadar
ولله این اتش زدن هم برا خودش حکایتی شده یعنی چی تا چیزی معلوم نشده میریزن تو روزنامه و اتیش می زنن نیروی انتظامی پس اینجا چه کاره است؟
اقدام به چاپ چنین نوشته های موهنی جز دشمن شاد کردن چیز دیگری نیست امام خمینی الگوی مقاومت و خوبیهاست باید حرمت و احترام امام که ازاد اندیش بود و مومن واقعی را نگه میداشتند حتی دشمنان جرات درج چنین اهانت هایی را ندارند حال چگونه این اتفاق در بندر میافتد .. الله اعلم
کلاغه عزیز! خیلی دوست داشتم که جواب شما رو در قالب یک پست جداگانه می نوشتم، اما یک سری مسائل هست که من رو محدود می کنه!
در مورد چاپ این مقاله حرف و حدیث های زیادی هست و عمومی ترین اونها هم همینه که شما عنوان کردید. با شما موافقم. توهین به شخصیتها و عقاید در هر صورتی پسندیده نیست، مخصوصا به این شکل زشت و مخصوصا ملت عزیز ایران.
اما چیزی که من شنیدم و استنباط کردم خیلی جالبه :
همونطور که می دونید هنر نشریه تمدن در استفاده از مطالب دیگران بدون ذکر منبع و ماخذ، در حد عالی بوده، تا جایی که در بعضی موارد مطالبی رو که کپی می کردند بدون حتی یکبار ویرایش چاپ می کردند. (زشت ترین کار ممکن) البته باید دید که چه کسانی مسئول جمع آوری مطالب برای نشریه بودند! چون هم شما و هم من و احتمالا بقیه دوستانی که این مطلب رو می خونند می دونند که چه کسانی و با چه تیپی این مسئولیت رو به عهده داشتند پس چیزی در این مورد نمی گم. کپی کردن مطالب و عکسهای یکی از پست های وبلاگ دوست عزیزم سیاورشن، این موضوع رو اثبات می کنه.
۱. فرضیه ای که هست اینه که کسی که مسئول جمع آوری خبر برای نشریه بوده، فقط تیتر مقاله رو خونده و از اونجا که در تیتر، همونطور که می دونید به بیماری ایدز اشاره شده، دوست عزیزمان با این تفکر که این مقاله علمی یا پزشکی است، طبق معمول اون رو از سایت یا وبلاگی کپی کرده و اتفاقا اگه دقت کرده باشید مقاله در صفحه سلامت به چاپ رسیده! یعنی احمقانه ترین و مضحکترین چیزی رو که می تونید تصور کنید اتفاق افتاده!
۲. از اونجایی که لحن مقاله به شدت تند و غیر اخلاقی بوده و به طور مستقیم بعضی شخصیتها و نهادها رو به با لحن زشتی به تمسخر گرفته، پس این فرضیه که عوامل نشریه از عمد به این کار دست زدند، به کلی مردود میشه، چون این کار با توجه به شرایط و افکار موجود در جامعه ما در واقع نوعی خود کشی تلقی میشه! شما رو به مقاله های مشابهی که طی چند سال اخیر در جراید توقیف شده به چاپ رسیده ارجاع می دم. اون مقاله ها هم محکوم شدند و بعد از همه اونها تظارهات و ... بود. اما به قول آن عزیز بزرگوار : این کجا و آن کجا؟
۳. حالا بعضی ها بر این عقیده هستند که این کار با مقاصد سیاسی صورت گرفته! من بعید می دونم. درسته که وجهه اجتماعی آقای ... نماینده مردم، به دلیل یا دلایلی در بین مردم بندرعباس خدشه دار شده، اما نمیشه گفت که از این مقاله لزوما برای بدنام کردن ایشون استفاده شده، چون خود شما هم می دونید که فقط اسم ایشون روی این روزنامه بود و عملا اختیاری و تاثیری در جهت دهی به مطالب روزنامه نداشتند.
من نه تحلیل گر سیاسی هستم و نه خودم رو صاحب عقیده و دیدگاهی خاص می دونم، اما چون الان کار به جاهای باریک کشیده و خیلی ها فکر می کنند که چاپ این مقاله از قبل طراحی شده و صرفا با هدف خاصی به چاپ رسیده، تصور می کنم که یک سوء تفاهم بزرگ اتفاق افتاده! و این نکات رو هم با توجه به اطلاعاتی که داشتم نوشتم، حالا اگه کسی هست که جزئیات دقیق تر و قانع کننده تری داره خوشحال میشم که عنوان بکنه و همه رو باخبر کنه.
در هر حال، برای عموم معترضین، نحوه چاپ شدن اصلا مهم نبوده! مهم اینه که الان این مقاله چاپ شده و عده ای به زندان افتادند و عده ای هم به خروش! و همچین اتفاقی از طرف همه افراد و عقاید از قبل محکوم شده است...
...............................
من یه وبلاگ دارم که ظاهر و باطنش همین هست که می بینید! دغدغه من فرهنگ بوده و هنر و در بعضی موارد اجتماع. هیچ وقت با سیاست کاری نداشتم، چون سیاست در کشور ما ــ بر خلاف دیگر جوامع ــ تباه کردن و تباه شدن است... این مطالب رو هم فقط و فقط برای این نوشتم که این اتفاق و موارد مشابه، ممکنه دیدگاه فکری جامعه ما رو که از قضا به شدت هم سنتی هست، نسبت به مطبوعات و اینترنت و وبلاگ و فرهنگ و ... کمی بد بین کنه، و معتقدم این موضوع از بعضی جنبه ها به من و امثال من هم ربط داره. افراط و تفریط در هر شرایطی، مضر و نتیجه اش از قبل مشخص شده است و همیشه اقلیت یا اکثریتی بی گناه این وسط فدا می شند.
خدا همه را به راه راست هدایت کند!
برات متاسفم خبرات در مورد حادثه اخیر در حد حرفهای خاله زنکی بود ...کاملا ...
البته از شما بیشتر از این توقعی نمیشه داشت ...
عجب!
درود بر کامیرا :
می خواستم بگم که حق با کا میراست منم زیاد فکر کردم و این مطالب رو از وبلاگ برداشتم و به خطرش هم نمی ارزه البته از دوستانی هم که نسبت به من محبت داشتن سپاسگزارم اما من تصمیم گرفتم دباره روال عادی کار خودم رو پیش بگیرم در نهایت کوچیک همه و بخصوص کامیرای عزیز خدا نگهدار
راستی خدمت دوستان هم بگم در سطح شهر وو همچنین در خونه ها نوزیع شده که حاکی از او نداره که آقای .... نماینده ی بندر عذر خواهی کردن همین.
سلام خیلی وبلاگ خوبی داری
این جناب کلاغه واقعن شورشو در اورده . با هزارتا اسم می نویسه می نویسه این کسری هم خودشه. غافل از اینکه چند وقت پیش از این اسم در کنار اسم اصلی و وبلاگ اصلیش استفاده می کرده .جالب اینجاست که خود این ادم مسئول توزیع نشریه تمدنه . جالبه نه ؟ حالا از بد روزگار یه روز به اسم کلاغ می نویسه یه روز الاغ .یه روز کسری میشه یه روز علی .بستگی به باد داره که از کدوم طرف بیاد .به ما هم سر بزن رفیق به روزم با اخبار جشنواره سراسری شعر و داستان.
سلام کامیرا جان
درسته که این مقاله جنبه توهین آمیز داره . ولی خیلی بچه گانه و مبتدی نگاشته شده و از خوندن کامل اون به این نتیجه می رسیم که به گفته شما یه دزدی از یه وبلاگ یا سایت بوده نه بیشتر.
برو...
سلام
سلام رفقا. مرسی کمیرا جان سر زدی. خوبین همگی؟! گودلاک.
سریعن ایمیلت را برام بنویس
دوستی که قرار بود عکاسی کنی براش
سلام
پس این لینک من که گفتی گذاشتم کو؟
جهله جمالی بشکن .
سیاورشن را نمیدانم چرا با همه مطبوعات سر جنگ دارد؟
کامیرای عزیز:من در تهران کپی مقاله (البته متن نگاشته شده )را دیدم با شناختی که از طنز نویسان استان دارم بعید و بعید و باز هم بعید است که توسط انان نوشته شده باشد حتمن از جایی کپی شده ولی ما هم باید در نوشته هایمان دقت کنیم حال گناه کرد در بلخ اهنگری ...
خدا کند که جوانان مطبوعاتی ما به اشتباه خود پی برده باشند و ... از مطلب بیطرفانه شما کمال تشکر را دارم و امیوارم ما با نوشتن در وبلاگهایمان حادثه دیگری را رقم نزنیم .!!!