آرشیو
جمعه 2 تیر 1385
جام جهانی و ترانه هایی که ساخته شد

 

ماجرای ساختن ترانه ای برای تیم ملی فوتبال ابران هم حکایتی شده است! طبق گفته یکی از مسئولین ارشاد در یک مصاحبه رادیویی، حداقل صد و شصت کار از خواننده های مختلف داخل کشور به اداره ارشاد تقدیم شده است که از میان آنها می توان به محمد اصفهانی، علیرضا عصار، گروه آریان، امیر تاجیک، مجتبی کبیری و... اشاره کرد. نوشته زیر نقدی است اجمالی در مورد برخی از ترانه هایی که در این زمینه ساخته شده است:

 

1. محمد اصفهانی

نام ترانه: خورشید من.       زمان: 4:30

 

سبک و توضیحات: همانگونه که نویسنده با نوشته هایش و عکاس هم با عکس هایش حرف می زند، یک موسیقیدان و خواننده هم با ساز و صدای خود ارتباط برقرار می کنند. می توان گفت که آقای اصفهانی در چند سال اخیر توانسته سبک خاص خودش را به مخاطبینش معرفی کند. در واقع کارهای ایشان به نوعی امضای ایشان تلقی می شوند. شاخص های مهم در کارهای آقای اصفهانی، آهنگسازی خوب و متفاوت و خاص، تنظیم بسیار عالی که در همه ترانه ها وجود دارد و کلامی پرمحتوا است. ترانه خورشید من هم به گونه ای ادامه ی همان سبک است:

ترانه با حالتی عرفانی و با صدای سه تار شروع می شود و در زمینه هم سینتی سایزر است که طبق معمول سه تار را همراهی می کند. آهنگ با ریتمی تند شبیه (وفقط شبیه) آهنگهای تکنو شروع می شود. هر چه شعر را گوش می دهم متوجه ربط آن به جام جهانی و فوتبال نمی شوم: ((با من از سایه نگو خورشید فردا مال ماست.....تو که باورم کنی عشق یه دنیا مال ماست)). در بعضی جاها ریتم اصلی قطع شده و صدای سه تار بالا می آید و ناگهان دوباره ریتم بالا می گیرد اما این بار با صدای گروه کر شبیه سازی شده که حالتی شبیه تشویق در استادیوم را تداعی می کنند. برای کمک به این فضا آهنگساز صداهای الکترونیکی و خاصی را به آهنگ افزوده است. کل کار یکنواخت است. شاید اگر این ترانه در قالب جام جهانی ارائه نمی شد کمتر کسی ربط آن را به تیم ملی ایران و فوتبال و جام جهانی می فهمید. این ترانه را اینجا بشنوید.

 

2.گروه آریان

نام ترانه: ای جاویدان ایران       زمان: 2:41

 

سبک و توضیحات: سبک آریان هم کاملا شناخته شده است. ترانه با صدای تشویق و دست شروع می شود. ریتم تند و مخصوصی که در بیشتر ترانه های آریان شنیده می شود، خودش را لو می دهد. تنها تغییرات اندکی در آن ایجاد شده و سازهای ضربی اندکی کم و زیاد شده اند. نسبتا کار خوبی است، چون کل ترانه خلوت است و شنونده در صدای سازها و ضربهای متنوع گم نمی شود. ترانه شاد است اما آنچنان هم دندان گیر نیست. مثل همه کارهای آریان باز هم تکنوازی ویولون همزمان با ریتم شنیده می شود. به شعر هم نمی توان ایرادی گرفت هر چند اثری از فوتبال و تیم ملی در آن نمی شود. این ترانه نقطه اوجی ندارد. فقط یک شروع و یک پایان عادی. این ترانه را اینجا بشنوید.

 

3. امیر تاجیک

نام ترانه: آواز می خوانم وطن     زمان: 3:40

 

سبک و توضیحات: آفرین به امیر تاجیک. چون بیشتر از خوانندگان هم رده خودش توانسته حق مطلب را ادا کند. ترانه با ریتمی مناسب  یکنواخت و در عیت حال شاد شروع می شود. تن صدای حماسی تاجیک اینجا به دردش خورده است. صدای گیتار برقی هم به تقویت این حس کمک می کند. ترانه زیاد شلوغ نیست و این خوب است. به همین دلیل هم تنظیم خوبی انجام گرفته است. رد پایی از موسیقی ملی هم در برخی جاهای آن دیده می شود. شعر ترانه تا حدودی مناسب است، اما باز هم بعضی جاها به جاده خاکی می رود و از نسلی کهن و خلیج فارس و سر به داران سخن می گوید! شاید بزرگترین عیب این ترانه این باشد که آنطور که باید مردمی نیست و کمتر پیش می آید کسی را ببینید که این ترانه را زیر لب زمزمه کند. دلیلش هم به عوامل زیادی بستگی دارد. این ترانه را اینجا بشنوید.

 

4. علیرضا عصار

نام ترانه: ابران من            زمان: 5:9

 

سبک و توضیحات: و اما علیرضا عصار! آهنگسازی و تنظیم ترانه به عهده شهداد روحانی و کلام آن از شاهکار بینش پژوه بوده است. زمان ترانه را نگاه کنید، پنج دقیقه! خوب با توجه به ماهیت کار خیلی زیاد به نظر می رسد. دقیقا دو دقیقه اول ترانه به دکلمه اختصاص دارد. ترانه با مخلوطی از صدای دف و ضرب زورخانه شروع می شود. فضای ترانه، فضای موسیقی ملی است که به شیوه ارکسترال ضبط شده است. ریتم، مانند دیگر کارهای عصار کاملا حماسی است. صدای سازهای ارکستر در متن ترانه شنیده می شود. تنظیم خوب است. اما هیچ جای این ترانه به جام جهانی فوتبال و تیم ملی ربط ندارد. با توجه به محتوای اشعار سروده شده و خوانده شده در ترانه ها، به نظر می آید ترانه سرایان در انتخاب یا ساخت شعر درست توجیه نشده اند!

شاهکار بینش پژوه، ترانه و آهنگساز و خواننده را پیش از این با آلبوم پر سروصدای اسکناس می شناسیم. شعر پر است از غلط های ادبی.

اولین اشکال عمده، ریتم آن است: وطنم، نام تو صدر همه نام جهان .......... جام جمت سرور جام جهان

این را به این خاطر می گویم که شعر در قالب مثنوی ارائه شده، اما در بعضی بیت ها این ادعا توسط سراینده و قافیه های غلط نفی شده است. هرکه به ما شاخه گلی هدیه داد ............ ملت ما باغ گلش تحفه داد

یا: حکم اهوراست به اهریمنان ............. پارسیان تا به ابد قهرمان

کجای ادب پارسی عنوان شده که هدیه با تحفه هم قافیه هستند؟ یا اهریمنان با قهرمان؟

یا: گر به میان آیدمان آبرو .......... کیست که بتواندمان روبرو

با فرض اینکه این ترانه درمورد فوتبال ساخته شده باشد، اصلا آبروی یک ملت و شهروندان چه ربطی به فوتبال دارد؟

 

یا این قسمت:

در میکده میرقصم ، از بادیه می نوشم
سبز است و سفید و سرخ، این جامه که می پوشم
شکرانهء انعامت، جامم به تن جامت
دستی می و دیگر دست حور است در آغوشم

 

شما را به خدا بگویید این عبارات چه ربطی به فوتبال و جام جهانی 2006 آلمان دارد؟ خوب می گویند آقای عصار سکبش عرفانی و حماسی است، اما آخر فوتبال چه ربطی به عرفان دارد؟ اصلا این بیتها با کجای فرهنگ و زندگی ما ایرانیها مانوس است؟

ترانه آقای عصار، هر چند مثل برخی از کارهایشان خالی از مهارت و ذوق و حس نبود، اما معایب بسیاری هم داشت، بزرگترینش هم این بود که همچین ترانه ای برای تیم ملی و فوتبال ساخته شد در حالی که هیچ رد پایی از فوتبال و جام جهانی و ... در آن یافت نمی شود. این ترانه را اینجا بشنوید.

 

5. آرش

نام ترانه: ایران ایران          زمان: 4:11

سبک و توضیحات: به جرات می توان گفت یکی از بهترین ترانه هایی است که ساخته شده است. کل کار بسیار ساده و خلوت است. ترانه با ملودی سینتی سایزر بدون ریتم شروع می شود. ناگهان صدای یک بوق گوشخراش و آغاز ریتم تند که شنونده را برای لحظه ای شوکه می کند. مشخصه مشترک در همه ترانه های آرش یک ملودی غالب است. یک ملودی که دائم در ترانه تکرار می شود و حتی در بعضی موارد صدای خواننده هم از آن پیروی می کند. ساز غالبی که اینجا نواخته می شود باز هم سینتی سایزر است اما با صدایی شبیه صدای ساز ساکسیفون، که شادی و تحرک را القا می کند. ترانه و ریتم آن کاملا ساده و در عین حال شاد و مردم پسند است، این را از سرعت پخش این ترانه در داخل و خارج نت می توان دریافت. صدای خود آرش یک امتیاز مثبت برای او است. کشش زیادی که صدایش دارد این اجازه را به او داده که در این ترانه هم با تن بالا بخواند. شعر کاملا محاوره ای است. هر چند بعضی جاها به جادی خاکی رفته و از کوروش کبیر و آرش کمانگیر و سلطنت شاهنشاهی می سراید! این ترانه را اینجا بشنوید.

 

.......................................

 

برای نوشتن این پست من هر کدام از این ترانه ها را حداقل ده بار با دقت گوش دادم. به عقیده من که نه، به عقیده صاحبان فن، موسیقی و ترانه ای که با این مضمون خاص (جام جهانی و فوتبال) ساخته می شود می بایست حداقل با ماهیت و محتوای کار در ارتباط باشد، شاد باشد، خوشایند و مردم پسند باشد و این بدین معنی است که به جای استفاده از ریتم ها پیچیده و ملودی های خاص و سازهای نامربوط با محتوای کار، از ریتم های خطی و ساده و قابل درک برای شنونده استفاده شود.

 

این نوشته صرفا نقدی بود بر ترانه هایی که در زمینه جام جهانی و فوتبال ساخته شده اند و به معنای رد یا قبول هیچکدام از آثار ذکر شده نیست. زحمتی که همه خوانندگان و ترانه سرایان عزیز برای ایران و تیم ملی شان کشیدند و وقتی که صرف کردند قابل تقدیر است. امیدوارم در چهار سال آینده شاهد آثار بهتری از خواننده های داخل کشور باشیم. هر چند من شخصا تمایلی به جدا سازی هنرمندان با عبارات "وطنی" و "لوس آنجلسی" و یا "مجاز" و "غیر محاز" نیستم، مهم ذوق و هنر شخص است که ارائه می شود، فارغ از محدودیت های مکانی و زمانی، فارغ از مرزها...

 


تعداد بازدیدکنندگان : 316813


BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

دوستان